خرید بک لینک
در سال 63 برای بررسی امکان برقراری ارتباط رادیو ماکس، به تنهایی به سمت ارتفاعی در منطقه ایلام-صالح آباد رفتم. در سینه کِش ارتفاع، و در امتداد صخرهاي به طرف بالا حرکت ميکردم. راه عبور باریک و باریکتر شده و به جایی رسیدم که زمین زیر پایم شنی و لغزنده بود و در پایین هم درّۀ عمیقی قرار داشت. یک لحظه اضطراب وجودم را فرا گرفت، چرا که پوتین به پا داشتم و هر آن ممکن بود با برداشتن یک قدم بر روی سنگریز

برچسب: سقوط, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

روزی در سال 63 برای بررسی امکان برقراری ارتباط مخابراتی به پادگان مالک اشتر ارومیه مأموریت داشتیم. پس از اتمام کار، به کنار دریاچه ارومیه که در نزدیکی بود رفته و تنی هم به آب زدیم. در دهه 60 ، برای کوتاه کردن راه تبریز–ارومیه ، در نظر داشتند جادهاي از میان دریاچه عبور دهند. برای احداث این جاده از سنگهای کوه مجاور استفاده ميکردند (بررسیهای آزمایشگاهی نشان داده بود که جنس سنگهای این کوه معدنی

برچسب: دریاچه,ارومیه, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

روزی در سال 64 به اتفاق امام قلی، مسؤول مخابرات قرارگاه حمزه به منطقه کوهستانی در آذربایجان غربی رفته بودیم که در آنجا در سینه کِش ارتفاع، قرارگاهی در دل کوه احداث شده بود. (با استفاده از امکانات سنگرسازی: تیرآهن، پلیت- ورقۀ عاج دار فلزی- سنگری ساخته و روی آن را با خاک پوشانده بودند که علاوه بر استتار، در برابر ترکش انفجارات محفوظ بماند). شب را در آنجا گذراندیم و صبح قصد عزیمت داشیم. درب خر

برچسب: سرشکستگی, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

فردی بود به نام رَوِشی. او اهل بندرعباس و مادرزادی نابینا بود، با این وجود مسؤولیت باسیم مخابرات سپاه کردستان را به عهده داشت. روزی سوار بر مینی بوس به شهر دیگری ميرفت. در بین راه، گروهکهای مسلح جلوی ماشین را گرفته و مسافرین را یکی یکی گشتند. آنها به دنبال افراد نظامی بودند تا به اسارت خود در بیاورند. در این هنگام، روشی، خود را فقیر و مستمند جا زده و دست گدایی را به سوی آنها دراز کرده تا به ا

برچسب: بینوا,کنید, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

گهگاه برای انجام کار مخابراتی و یا رفع خرابی خطوط تلفن، به مقر تیپ مسلم ابن عقیل(ع) (چم امام حسن(ع) -محور گیلانغرب) ميرفتیم و در قسمت مخابرات ميدیدیم، هر شب در اتاقشان و سینه زنی داشتند و جوّ شور و نشاط و معنویت در بین نیروها حاکم بود.

برچسب: روضه, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

روزی در فصل گرم تابستان در موقعیت الزهرا (س) در بیابانهای خوزستان و در بالای دکل خودایستا مشغول نصب آنتن بودم. تشنگی زیاد بر من چیره شد و لذا از زرگر که مشغول نصب دستگاه در سنگر بود، تقاضای آب نمودم. او هم تنها کلمن آب یخی که داشت را به طناب قرقره بست و به بالا فرستاد. کلمن در میانه راه، به نبشیهای آهنی دکل خورد و سقوط کرد. و ما همین طور در میان آهنهای داغ، تشنه کام باقی ماندیم! ... و خدا کند در آن وانفسای مَحشَر تشنه کام نمانیم!

برچسب: تشنگی, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

مصطفی ربیعی که از مسؤولین بود وقتی با تویوتای بین جادهها حرکت ميکرد و ماشینی را ميدید که خراب شده، ميایستاد تا اگر کاری از او بر ميآید انجام دهد. بارها شده بود که خودرویی بین راه خراب شده و راننده و خانوادهاش در راه مانده بودند. او توقف ميکرد و هر طور شده آن را راه ميانداخت. این عادت او بود.

برچسب: نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

در سال 66 هواپیماهای دشمن، بمبی را بر روی سنگر اجتماعی واقع در پارک شیرین باختران انداختند و از آنجا که دال انفجاری روی آن قرار نداشت، بمب به درون خاک نفوذ کرده و سنگر بتنی را منفجر ساخت. بر اثر این انفجار، 80-70 نفر از مردمی که به آنجا پناه برده بودند به خاک و خون کشیده شده و صدها نفر هم مجروح شدند.

برچسب: بمباران, نویسنده: مانی افشاری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

صفحه بندی